علیرضا سه شنبه 5 بهمن 1389 09:00 ق.ظ نظرات ()


نه به ابر، نه به آب، نه به این آبی آرام بلند

من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را می‌بینیم، می‌شنوم
من به این جمله نمی‌اندیشم، به تو می‌اندیشم

به تو می‌اندیشم، به تو می‌اندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو می‌اندیشم
همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو می‌اندیشم

تو بدان این را، تنها تو بدان
تو بمان با من، تنها تو بمان
جای مهتاب، به تاریکی شب‌ها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گل‌ها تو بخند
من همین یک نفس از جرعه‌ی جانم باقی‌ست
آخرین جرعه‌ی این جام تهی را تو بنوش!
 
پاسخ چلچله‌‌ها را تو بگو
قصه‌ی ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من، تنها تو بمان
به تو می‌اندیشم، به تو می‌ اندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو می‌اندیشم ...

شاعر: فریدون مشیری | تنظیم‌کننده: آندرانیک | آهنگساز و خواننده: معین

http://everlastingsongs.persiangig.com/images/moein6.jpg

دانلود کنید