علیرضا سه شنبه 20 بهمن 1388 02:19 ب.ظ نظرات ()

ایرانی به سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه از پا نشستی

در این شب سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که در خون کشیده سپیده

تیغ بر کش آذر فشان، نغمه‌ها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز

تا جهانی از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی

ای مبارز ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد

شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی