علیرضا پنجشنبه 19 آذر 1388 01:23 ب.ظ نظرات ()


تا دور چشم مست او، جای می از نای سبو، خون کرده در پیمانه‌ها

بشنو زساز قصه‌گو، سوز دل من مو به مو، در پرده‌ی افسانه‌ها

بشنو ناله درد کز دل خیزد، شاید زین ناله خونین اشکت بر رخ ریزد
خدا را ! خدا را ! که این شام غم را سحر از پی نیاید
چه سازم! چه سازم! صبوری ما را ظفر از پی بر نیاید

تا کی ناله؟ تا کی مویه؟ برخیز ای رهنشین! گامی از کفر و دین، نه فراتر!
برخیز با خیل مستان، چو می خاموش و جوشان
بنشین با می پرستان، به دور از خودفروشان!

مگر از زندگانی مراد دل ستانی، مراد دل بستانی مگر از زندگانی
که گردون، به افسون، چو بستیزد نهد از جام‌جم افسانه‌ای در روزگاران

بیا خودکامگی از سر بنه، چون جام می در بزم یاران
درده ساقی زان می، جامی تا برگیرد از من خودکامگی

شاعر:جواد آذر | آهنگساز و تنظیم‌کننده: فرامرز پایور | خواننده: محمدرضا شجریان





- متاسفانه صبح دیروز یکی از ستون‌های موسیقی ملی ایران از دنیا رفت. استاد فرامرز پایور، نوازنده، آهنگساز و مولف بزرگ موسیقی ایران در سن 77 سالگی و پس از طی یک دوره‌ طولانی بیماری جان به جان‌آفرین تسلیم کرد تا موسیقی ایران در سال 88 دومین سنتور نواز بزرگش را از دست داده باشد. روحش شاد...

- خبر فوت استاد فرامرز پایور